أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

13

قانون ( فارسى )

--> - كامل قرار دادند و بتدريج كه مطالعات و تحقيقات علمى درباره آن دو موضوع پيشرفت كرد اهميت آن روزافزون گرديد : يكى از آن دو ، سلسله اعصاب نباتى ( Syste ? me Neuro Ve ? ge ? tatif ) و ديگرى غدد مترشحه داخلى است كه موضوع علم Endicrinologie را تشكيل مىدهد . كليه اعمال حياتى و هرگونه فعل و انفعالات شيميائى بدن تحت نظر مستقيم اين دو دستگاه انجام مىگيرد و هر اختلالى كه در كار اعضاء و اجزاء مختلفهء بدن بروز كند دخالت مستقيم اين دو دستگاه در آن محرز است و چون خود اين دو دستگاه باهم ارتباط بسيار نزديك دارند و از لحاظ عملى لازم و ملزوم يكديگرند ، بطورى كه مىتوان گفت يك دستگاه محسوب مىشوند ، لذا امروزه آن‌ها را مجموعا به نام Syste ? me Neuro - endocrinien يا - Syste ? me Neuro - glandulaire مىنامند . اعضاء و اجزاء مختلفه اين دستگاه بزرگ ، هورمونهاى گوناگونى كه عده آنها لا تعد و لا تحصى است ترشح مىكنند و اين هورمونها كليه نسوج و اعضاء بدن را به كار واداشته ، اعمال حياتى مختلف را انجام مىدهند . بروز هر عمل حياتى توأم با يك سلسله فعل و انفعالات شيميائى است و تقريبا كليه فعل و انفعالات شيميائى در بدن ايجاد حرارت مىكنند . هر قدر فعل و انفعالات شيميائى سريع‌تر و شديدتر انجام گيرد مقدار حرارتى كه توليد مىشود بيشتر است . سرعت و كندى اين فعل و انفعالات و بالنتيجه شدت و ضعف توليد حرارت در بدن مستقيما مربوط به فعاليت غدد مترشحه داخلى است و اندازه‌گيرى آن با تعيين متابوليسم بازال انجام مىشود : در بين غدد مترشحه داخلى غده تيروئيد بيش از همه در سرعت فعل و انفعالات شيميائى و توليد حرارت و بالا بردن متابوليسم بازال دخالت دارد به‌طورىكه هر قدر فعاليت اين غده بيشتر باشد ، متابوليسم بازال بالاتر مىرود . اگر چند شخص هم‌سن و هم‌جنس ( Sex ) را كه از لحاظ بالينى سالم تشخيص داده شده‌اند انتخاب كنيم و متابوليسم بازال آنها را اندازه بگيريم خواهيم ديد همه آنها از اين لحاظ يكسان نيستند بلكه متابوليسم بازال در عده‌اى از آنها طبيعى و متوسط ، در عده‌اى قدرى بالاتر از طبيعى و در جمعى نيز مقدارى پائينتر از طبيعى مىباشد . دسته اول كسانى هستند كه فعاليت غده تيروئيد در آنها به حد اعتدال است و حكماى قديم اين اشخاص را صاحب مزاج معتدل مىناميدند . دسته دوم اشخاصى هستند كه در آنها فعاليت اين غده قدرى بيش از حد طبيعى است و قدما آنها را گرم‌مزاج ناميده‌اند و در دسته سوم فعاليت غده تيروئيد كمتر از عادى مىباشد و در نزد حكماى قديم به سردمزاج معروف بودند . از اينجا معلوم مىشود كه « نظريهء » گرمى و سردى مزاج تا چه اندازه اصالت علمى متين و محكم دارد . اكنون گوئيم هر ماده كه از خارج وارد بدن انسان مىشود ، اعم از مواد غذائى و دوائى ، در غدد مترشحه داخلى و من جمله تيروئيد تأثير دارد و متابوليسم بازال را بالا يا پائين مىبرد و بالنتيجه ايجاد حرارت يا برودت مىكند . قدما هر ماده كه متابوليسم بازال را پائين آورده است سرد ، و هر ماده كه متابوليسم بازال را بالا برده است گرم و هر ماده آن را به حد اعتدال نگاه داشته است معتدل مىناميدند . پس به اين قاعده ، كلم و كدو يا خيار و كاهو كه بزعم قدما سردند - متابوليسم بازال را پائين مىآورند و تره و جعفرى و شنبليله كه بعقيده حكماى قديم گرم‌اند - متابوليسم بازال را بالا مىبرند » .